فاطمه جان احمدى

19

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

بخش اول : كليات مقدمه حوزه پژوهشى تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى همچون ساير رشته‌هاى علوم انسانى داراى مفاهيم و واژگان فنى مربوط به خود است . نزديكى معانى و گاه تطابق آنها با يكديگر موجب مىشود توضيح واژگانى و اصطلاحى مفاهيم و تعاريف آن ضرورت بيشترى يابد . چنانچه مفاهيم و تعاريف تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى از صراحت و دقت كافى برخوردار نباشد ، پژوهشگران براساس برداشت شخصى و يا كلى خود عمل خواهند كرد و اين مشكل ، روند تحقيق را مختل خواهد نمود . بنابراين در آغاز ورود به بحث اصلى ، كلمات كليدى مورد نياز را به لحاظ واژگانى و اصطلاحى مورد بررسى قرار خواهيم داد . كليات و تعريف مفاهيم 1 . تاريخ معناى لغوى تاريخ با رشد و توسعهء روزافزون فعاليت‌هاى فكرى و سياسى در دولت‌شهرهاى قرون ششم و پنجم پيش از ميلاد ، واژهء « ايستوريا » « 1 » به معناى « جستجوى هر آنچه دانستنش ارزش داشته باشد » ، جايگاه ويژه‌اى يافت . به تدريج كلمهء « yrotsiH » به معناى تاريخ از اين واژه برگرفته شد و به عنوان واژه‌اى علمى شأن خود را بازيافت . با گسترش ساير علوم از قرن نوزدهم ميلادى به بعد ، علم تاريخ نيز مفهومى فراتر از معانى پيشين يافت . بدين بيان ، واژهء تاريخ به طور عام داراى معانى چون : عهد ، حساب ، وقت و آگاهىدادن از آن ، شناساندن وقت « 2 » و يا ذكر و بيان غايت امرى در گذشته و حال ، « 3 » علم به حوادث گذشته ، سير زمان

--> ( 1 ) . 1 . Istoria . ( 2 ) . سخاوى ، الاعلان بالتّوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، ص 14 . ( 3 ) . همان ، ص 16 ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، ج 1 ، ص 60 .